جمعی از روزنامهنگاران با ميرحسين موسوی و زهرا رهنورد ديدار کردهاند اما نه برای مصاحبه بلکه برای شنيدن سخنان آقای موسوی و خانم رهنورد.
روزنامهنگاران در اين ديدار همچنين لوحهايی را به آقای موسوی و خانم رهنورد اهدا کردهاند. آنها در اين لوحها، ميرحسين موسوی را «سيد» خود خطاب کرده و نوشتهاند که شانه به شانه او اميد را مینويسند و دست در بازوان او گره میزنند.
اين روزنامهنگاران همچنين در لوحی خطاب به خانم رهنورد نيز نوشتهاند که «میخواهيم کنار تو بايستيم، تويی که ياور سيد سبز ما هستی و بگوئيم از همه تبرهايی که سوی قلمها پرتاب کردهاند. جرم ما اين است، دل به سبزی سرزمين مادری دادهايم و میخواهيم برای بالندگیاش هوا را هم نثار کنيم. برای همين تو مادر ما باش. زانوهای ما خسته شدهاند اما تو خوب میدانی که بايد دلدل بیقراری را روی شانه خدای آسمان و زمين پهن کنيم. مادرانه دستمان را بگير.»
ميرحسين موسوی و زهرا رهنورد برای ديدار با روزنامهنگاران اشتباهی انجام ندادهاند بلکه اشتباه از سوی روزنامهنگاران رخ داده است. موسوی و رهنورد وظيفه ندارند که از روزنامهنگاران فاصله بگيرند بلکه اين روزنامهنگاران هستند که بايد فاصله خود را با سياستمداران حفظ کنند.
آيا تاکنون شنيدهايد که روزنامهنگاران در يک کشور اروپايی به ديدار يک رهبر سياسی بروند و اين گونه از شيفتگی خود به او سخن بگويند؟ من که نديدهام و نشنيدهام.
آيا روزنامهنگار میتواند فاصله خود را با آقای موسوی ناديده بگيرد و اينگونه شيفته يک رهبر سياسی شود و آن را آشکار کند؟
رعايتنکردن فاصله با سياستمداران علاوه بر آسيبزدن به کار حرفهای روزنامهنگار، میتواند حرفه روزنامهنگاری را نيز سياستزده و آيندهاش را تباه کند.
خبرنگار و روزنامه نگار با فعال سياسی و اکتيويست تفاوت دارد. نمیتوان اکتيويست بود اما کار روزنامهنگاری را هم به صورت حرفهای انجام داد.
اکتيويست بودن خبرنگار و رعايت نکردن فاصله با سياستمداران و احزاب سياسی علاوه بر آنکه به بیطرفی او نزد مخاطبان آسيب میزند، سبب میشود که در هنگام انجام وظيفه خبرنگاری به جای آنکه ماجرا را روايت کند خود را به بخشی از آن مبدل سازد.
روزنامهنگاران بايد از موضوعاتی که پوشش میدهند، فاصله بگيرند. هنگامی که يک روزنامهنگار خود را شيفته سياستمداران نشان میدهد، چگونه میتواند وظيفه حرفهایاش را انجام دهد؟
روزنامهنگاران بايد به شهروندان وفادار باشند و نه به سياست مداران. روزنامهنگار ناظر مستقل قدرت است و نه شيفته و تاييد کننده آن.
خبرنگار با فعال سياسی تفاوت دارد. کسی که خبرنگاری را انتخاب کرد، نمیتواند اصول آن را ناديده بگيرد.
يک مثال ساده شايد اين بحث را روشنتر کند. بارها در شيراز، جايی که من کار خبری انجام میدهم پيش آمده است که خبرنگاران روزنامههای محلی به دليل رعايت نکردن فاصله با منابع خبری و دوستی با آنها، چشم بر روی پوشش خبرها بستهاند و به جای آنکه به شهروندان وفادار باشند خود را مقيد کردهاند که به مسئولان وفادار بمانند و از پوشش دادن خبرهايی که باعث رنجش آنها میشود، خودداری میکنند.
اعتبار يک روزنامهنگار در توانايی او برای رعايت «انصاف، بیطرفی و دقت» در حرفهاش است و نه در وفاداری به شخص يا احزاب خاص. خبرنگار بايد از «تضاد منافع» دوری کند. دوری نکردن از «تضاد منافع» و نزديکی با کسانی که منافعی بر خلاف رسانه دارند، به دور از اخلاق روزنامهنگاری است.




