سخنان آقای ولدان(مهر1388) در انتقاد از آیتالله دستغیب و آیتالله صانعی در روزنامه محلی «سبحان» چاپ شیراز
محمدباقر ولدان، رئیس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه استان فارس، روز شنبه 27 شهریور 89 با حکم دادستان ویژه روحانیت شیراز بازداشت شده است.
دلیل بازداشت او، «هدایت حمله به مسجد قبا» اعلام شده است.
مسجد قبا در تاریخ 12 شهریور امسال مورد حمله مخالفان آیت الله دستغیب قرار گرفت. سلسله سخنرانی های آیت الله دستغیب در ماه رمضان که در مسجد قبا (آتشی ها) و در انتقاد به سیاست های کنونی حکومت ایران انجام شد، خشم حامیان دولت را در پی داشت.
ولدان که از منتقدان آیت الله علی محمد دستغیب، مرجع تقلید ساکن شیراز است؛ سال گذشته نیز گفته بود «شاید دستغیب دچار اختلال روحی و روانی شده باشد.»
تحلیل خبر:
برای بسیاری این پرسش مطرح می شود که چگونه یک روحانی منسوب به حکومت بازداشت شده است؟
شورای سیاستگذاری ائمه جمعه از جمله نهادهایی است که رئیس آن را رهبر ایران منصوب می کند و روسای سازمان های استانی آن نیز توسط رئیس شورای سیاستگذاری سراسر کشور انتخاب می شوند. حال چگونه یک فرد منسوب به حکومت و از منتقدان مخالفان دولت بازداشت شده است؟
یکم- خبرهای تایید نشده حاکی از آن است که پس از حمله 12 شهریور به مسجد قبا، فیلم این حمله به دفتر رهبر ایران رسیده است. فیلم این حمله سبب شده که رهبر ایران خواهان برخورد با حمله کنندگان به مسجد قبا شود.
این تحلیل چندان دور از ذهن نیست. چون اساسا برخورد با یک مقام بلندپایه در این سطح که به حکومت منتسب است به سادگی امکان پذیر نیست و قاعدتا باید دستور از سطح بالاتری خارج از استان فارس صادر شده باشد.
دوم- پس از اینکه روح الله احمدزاده که اصالتا کرمانی است، به عنوان استاندار فارس معرفی شد؛ برخی از اصولگرایان با او و همچنین حسین قاسمی، فرماندار شیراز اختلاف جدی پیدا کردند.
در جریان اتفاقات مسجد قبا نیز احمدزاده و قاسمی با حمله به این مسجد مخالفت کردند. در سوی مقابل این دو مقام اجرایی، محمدباقر ولدان و ابوالقاسم علیزاده، نماینده ولی فقیه در سپاه فارس قرار داشتند که از موافقان بستن مسجد قبا بودند.
علیزاده حتی در جریان حمله به مسجد قبا(12شهریور) به شدت از حسین قاسمی، فرماندار شیراز انتقاد کرد.
اختلافات گسترده اصولگرایان سنتی شیراز با مقامات اجرایی در این شهر، سبب شده که مخالفان آیت الله دستغیب نتوانند به خواسته خود که تعطیل کردن مسجد قبا است، برسند. این اختلافات کار را برای برخورد با طیف ولدان راحت تر کرده است.
سریال «نون و ریحون» به کارگردانی فرزاد موتمن که ساعت 11 شب از شبکه تهران پخش میشود در قسمت چهارم کنایه هایی درباره زندانیان سیاسی و بازجویی ها داشت.
بخشی از این سریال:
پسر عاشق خطاب به دختر زندانی: چرا هر کی میره زندان، عابد و زاهد میشه؟
دختر زندانی: اینجا فرصتی است که آدم در خلوت خودش با خودش مواجه شود. البته با عزیزان بازجو هم جلسات مباحثه و گفت وگوی خیلی دوستانه ای داشتم که به فهمیدن مشکلاتم کمک کرد.
پسر عاشق:لاغر شدی...
دختر زندانی: رژیم گرفتم. البته گویا این طور که شنیده ام دکتر کیمیاگر عصرها میاد به وعده های غذایی اینجا سرکشی می کنه و غذاهای پرچرببا کالری بالا رو از وعده های غذایی مون حذف کرده. اگه بهت بگم اینجا شیشه نوشابه ای ندیدم که توش نوشابه باشه، دروغ نگفتم. کاملا حواسشون هست. اینجا نوشابه قدغنه. دوغ میدن
سکینه محمدی زنی است که که این روزها درباره او زیاد خبر منتشر میشود. شامگاه چهارشنبه 20 مرداد89 نیز او در تلویزیون دولتی ایران ظاهر شد و به مشارکت در قتل همسرش اعتراف کرد.
اکنونبا پخش این اعترافات نگرانیها درباره این زن افزایش یافته است.
همه میگویند که چه باید کرد. رسانهها نیز در این مدت به طور گسترده خبرهای مربوط به سکینه محمدی را پوشش دادهاند.
روزنامه بریتانیایی گاردین، شنبه ۷ اوت (۱۶ مرداد89)مصاحبهای را منتشر کرد که در آن خانم محمدی گفته: «مقامات ایرانی درباره جرم او دروغ می گویند و می خواهند او را مخفیانه اعدام کنند.»
این روزنامه با انتشار این مصاحبه مرتکب دو اشتباه شده است:
اول- مخاطب با خواندن این مصاحبه با این پرسش روبرو میشود که این مصاحبه (هر چند با واسطه) چگونه با خانم سکینه محمدی انجام شده است. احتمال دارد این مصاحبه واقعی باشد اما این وظیفه رسانه است که به مخاطب اطمینان دهد که آنچه را مینویسد، صحت دارد. با این حال در مصاحبهای که گاردین منتشر کرده، هیچ اطمینانی برای «صحت داشتن» آن به مخاطب داده نشده و به نظر میرسد برای انتشار این مصاحبه، اصل «فضای اجتماعی» بوده و نه «مخاطب».
مخالفان اعدام و مدافعان حقوق بشر شاید بگویند که جان یک انسان در خطر است و اکنون چه هنگامی است برای این انتقادات. اما رسانهها قرار نیست که اعتبار خود را با انتشار خبرهای تایید نشده به خطر اندازند. جوهر اصلی روزنامهنگاری، اصل تایید صحت خبر است.
اما برای گاردین در انتشار این مصاحبه، بیشتر فضای اجتماعی مهم بوده تا خبررسانی مبتنی بر «دقت و بیطرفی».
یکی از اصول روزنامه نگاری اصل وفاداری به شهروندان است. گاردین میتوانست نظرات این شهروند ایرانی را منتشر کند اما اطیمنان دهد که مصاحبه واقعی است تا هم مخاطب در اعتبار آن تردید نکند و هم راه برای «جعلی دانستن» آن بسته شود.
دوم- مساله تنها صحت داشتن مصاحبه نیست. آیا میتوان هر مصاحبهای را منتشر کرد؟ مصاحبهکننده فقط باید به فکر انتشار مصاحبه باشد و یا امنیت مصاحبهشونده هم مهم است؟
نمیتوان به شهروندان وفادار بود اما جان آنها را به خطر انداخت.
اگر حتی بپذیریم که این مصاحبه واقعی و معتبر است باز هم با یک پرسش دیگر روبرو هستیم. آیا انتشار این مصاحبه امنیت خانم محمدی را به خطر نیانداخته است؟
سردبیران گاردین باید از خود میپرسیدند که آیا انتشار این مصاحبه ، امنیت خانم محمدی را به خطر نمیاندازد.
به نظر میرسد که پس از انتشار این مصاحبه در روزنامه گاردین و بازانتشار آن در رسانههای دیگر، وضعیت سکینه محمدی پیچیدهتر شده است. نمونهای که میتوان مثال زد پخش اعترافات خانم محمدی از تلویزیون ایران است. این فیلم به مخاطب میگوید که خانم محمدی مستحق مجازات است.
به طور آشکاری به نظر میرسد که انتشار مصاحبه در گاردین نه تنها هیچ کمکی به خانم محمدی نکرده بلکه جان این زن را با خطر بیشتری روبرو کرده است.
آیا گاردین راهی برای جبران اشتباهاتش دارد؟ برخی اشتباهات رسانهای ممکن است به قیمت جان یک انسان تمام شود. اقدام گاردین نیز دقیقا جان یک انسان را با خطر بیشتری مواجه کرده است. سردبیران گاردین چه می توانند بکنند، شاید هیچ.
امروز هفت عضو جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب با ارسالنامهای به آیتالله صادق لاریجانی با استناد به یک فایل صوتی از فردی به نام سردار مشفق و افراد دیگری که «گروه نظامی و اطلاعاتی» نامیده شدهاند، شکایت کردهاند.
نکته مهمی درباره این فایل صوتی وجود دارد که تا کنون به آن پرداخته نشده است.
به گفته وبسایتهای نزدیک به مخالفان دولت، سخنرانی این مقام امنیتی در مشهد آبان ۱۳۸۸ انجام شده است.
فایل صوتی این سخنرانی نیز بین تاریخ های ۲۸ خرداد ۱۳۸۹تا اوایل تیرماه ۱۳۸۹به طور گسترده منتشر شد.
میرحسین موسوی هم ۲۲ تیرماه ۸۹ گفته که «اخیرا متن سخنرانی یکی از مقامات امنیتی به طور گسترده در سطح جامعه توزیع شده است»
سایت تحول سبز نیز ۱۴ تیرماه متن کامل این سخنرانی را منتشر کرد.
اما نکته دیده نشده:
پیش از انتشار فایل صوتی این سخنرانی، متن آن ۲۲خرداد۸۹در ویژهنامه «پتک جمهوریت» روزنامه جوان منتشر شده است. یعنی ابتدا روزنامه جوان بخش زیادی از متن این سخنرانی را منتشر کرده و پس از یک هفته فایل صوتی توزیع شده است.
آیا برای انتشار متن این سخنرانی در روزنامه جوان و سپس توزیع فایل صوتی، عمدی در کار بوده است؟
دوری از «تضاد منافع» یکی از اصولی است که توسط خبرنگاران باید رعایت شود. در ایران اما عمدتا خبرنگاران با منابع خبری و همچنین سیاستمداران که منافعی بر خلاف منافع رسانه ها دارند، ارتباط دوستانه و نزدیکی برقرار میکنند.
بر پایه همین رفتار است که این حرفه در نگاه مخاطبان ایرانی به معنای « شهرت و نزدیکی با سیاستمداران» تلقی میشود.
رعايتنکردن فاصله با سياستمداران علاوه بر آسيبزدن به کار حرفهایروزنامهنگار، میتواند حرفه روزنامهنگاری را نيز سياستزده و آيندهاشرا تباه کند.
خبرنگار و روزنامه نگار با فعال سياسی و اکتيويستتفاوت دارد. نمیتوان اکتيويست بود اما کار روزنامهنگاری را هم به صورتحرفهای انجام داد.
اکتيويست بودن خبرنگار و رعايت نکردن فاصله باسياستمداران و احزاب سياسی علاوه بر آنکه به بیطرفی او نزد مخاطبانآسيب میزند، سبب میشود که در هنگام انجام وظيفه خبرنگاری به جای آنکهماجرا را روايت کند خود را به بخشی از آن مبدل سازد.
روزنامهنگارانبايد از موضوعاتی که پوشش میدهند، فاصله بگيرند. هنگامی که يکروزنامهنگار خود را شيفته سياستمداران نشان میدهد، چگونه میتواندوظيفه حرفهایاش را انجام دهد؟
روزنامهنگاران بايد به شهروندان وفادار باشند و نه به سياست مداران. روزنامهنگار ناظر مستقل قدرت است و نه شيفته و تاييد کننده آن.
امروز برنامه نوبت شما در بیبیسی فارسی درباره روز خبرنگار است. یکی از کامنتهایی که در صفحه نوبت شما گذاشته شده، توجهم را جلب کرد. کاربری نوشته «خبرنگاری یعنی ایستادن در برابر زور و زورگو».
در صورتی که خبرنگاری این نیست. ایستادن در برابر «زور و سیاسیون» کار خبرنگار نیست. این کارها را عمدتا فعالان سیاسی انجام میدهند. خبرنگار فقط میتواند این ماجرا را به عنوان یک سوژه خبری انتخاب کند و آن را پوشش دهد. یعنی خبرنگار روایتکننده ماجراست و نه بخشی از ماجرا.خبرنگار با فعال سياسی تفاوت دارد. کسی که خبرنگاری را انتخاب کرد، نمیتواند اصول آن را ناديده بگيرد.
يکمثال ساده شايد اين بحث را روشنتر کند. بارها در شيراز، جايی که من کارخبری انجام میدهم پيش آمده است که خبرنگاران روزنامههای محلی به دليلرعايت نکردن فاصله با منابع خبری و دوستی با آنها، چشم بر روی پوشش خبرهابستهاند و به جای آنکه به شهروندان وفادار باشند خود را مقيد کردهاندکه به مسئولان وفادار بمانند و از پوشش دادن خبرهايی که باعث رنجش آنهامیشود، خودداری میکنند.
اعتبار يک روزنامهنگار در توانايی اوبرای رعايت «انصاف، بیطرفی و دقت» در حرفهاش است و نه در وفاداری به شخصيا احزاب خاص. خبرنگار بايد از «تضاد منافع» دوری کند. دوری نکردن از«تضاد منافع» و نزديکی با کسانی که منافعی بر خلاف رسانه دارند، به دور ازاخلاق روزنامهنگاری است.
روزنامه نگار در شیراز- عضو انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران-----
خبرنگاری را از سال 1378 و وبلاگ نویسی را نیز از سال 1382 آغاز کردم. کار خبرنگاری را از سال 78 و در هفته نامه «گلبانگ آزادی» شروع کردم. سال 1384 عضو شورای سردبیری روزنامه افسانه شيراز شدم. الان 12سال است که در این حرفه کار می کنم.در این 12 سال تجربه همکاری و یا نوشتن گزارش و مقاله برای«هم میهن، اعتمادملی، شهروندامروز، فرهنگ آشتی، کارگزاران، اعتماد، ایراندخت، چلچراغ، گوناگون، جامعه مدنی، نوروز، مردم سالاری، رفاه ملت و خبرگزاری آفتاب نیوز»داشته ام.